[صفحه اصلی ]      
moghavemat basij
Section Home Section Information Section Contact   پایگاه مقاومت دانشگاه محقق اردبیلی     moghavemat basij   Section english Home
:: ::
بخش‌هاي اصلي
اخبار پايگاه مقاومت::
گزارش حلقه هاي صالحين::
همراه با رهبر معظم انقلاب::
در محضر علما و اساتيد اخلاق::
تحليل مسايل روز::
بر بال فرشتگان::
اطلاعيه::
احاديث هفته::
مناسبت ها::
بسیج خواهران::
::
تحليل مسايل روز
لينک های مهم

پايگاه اطلاع رسانی حضرت امام خمينی «ره»

پايگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری

دارالارشاد

سپاه استان اردبيل

بنياد شهيد و امور ايثارگران استان اردبيل 


جستجو در پايگاه

جستجوی پیشرفته
زيربخش‌هاي پايگاه
ذکر ايام هفته
:: تحليل مسايل روز : همه چيز در باره ی فتنه ی شام/در سوريه چه خبر است ؟ ::

  همه چيز در باره ی فتنه ی شام/در سوريه چه خبر است ؟

  دو سوال مهم اکنون پيش روی ماست: نخست، واقعيت آنچه در سوريه می گذرد و سناريوهای محتمل در آينده نزديک چيست؟ و دوم، تحولات سوريه سرجمع چه تاثيری بر متغيرهای امنيت ملی ايران خصوصا منازعه راهبردی ايران و امريکا خواهد گذاشت؟از سوال اول شروع کنيم. دقيقا در سوريه چه خبر است؟ از ۱۷ ماه پيش به اين طرف، که سوريه درگير ناآرامی داخلی بوده، يکی از مهم ترين مولفه های بحران اين بوده است که رسانه های غربی و عربی با محوريت شبکه الجزيره –که گفته می شود امير قطر روزانه حدود ۱۰ ساعت شخصا برای مديريت خبرهای آن درباره سوريه وقت می گذارد- تلاش کردند ذهن حاميان محور مقاومت را درباره آينده نظام سوريه فلج کنند.
حوادث منفی، به طور سيستماتيک بزرگنمايی و واقعيت های مثبيت ميدانی سانسور شده است. ضعف تاريخی و مزمن نظام اطلاع رسانی سوريه هم صحنه را برای يکه تازی رسانه های خط سازش عربی کاملا باز گذاشته است. سوری ها تا قبل از اين بحران، حتی يک از يک نرم افزار ساده news room که مخصوص مديريت دريافت، توليد و پخش اخبار در شبکه های تلويزيونی است هم بی بهره بودند؛ بماند که جنبه نرم افزاری قضيه يعنی اينکه چگونه بايد يک روايت متوازن از صحنه به دست داد که برای مخاطب بی طرف باورپذير باشد، اصلی ترين مسئله ای است که نظام اطلاع رسانی سوريه هنوز با آن دست و پنجه نرم می کند.ادامه….

در خلاصه ترين روايت ممکن وضعت سوريه اکنون بر مبنای نکات زير به طور دقيق قابل توصيف است:

۱- همچنان ماهيت معارضه در سوريه مردمی نيست. مردم يا تماشاگرند يا قربانی. آن دسته از مردم که برای حمايت از دولت اسد انگيزه ای برای به خيابان آمدن داشتند اکنون تا حدودی منفعل شده اند چرا که حس می کنند توان حکومت برای انجام دو وظيه اصلی اش يعنی تامين معيشت و تامين امنيت کاهش پيدا کرده است. انفعال در دفاع از حکومت به هيچ وجه به معنای طرفداری از معارضه نيست همچنانکه در ماه های اخير معارضه سوری حتی در يک هم مورد قادر به ايجاد يک تجمع بزرگ مردمی در دفاع از خود نبوده است. دقيقا به همين دليل است که معارضه هر نوع راه حل مبتنی بر انتخابات را رد می کند. معارضه به خوبی می داند که اگر فضا فقط تا حدی که بتوان يک انتخابات برگزار کرد آرام شود و مردم پای صندوق بياييند، هرگز سلفی هايی را که اکنون روشن شده مهارتی بی نظير در جنايت دارند، به علويون ترجيح نخواهند داد. معارضه سوری اکنون به هيچ وجه محبوب مردم نيست، بلکه برعکس ترس اکثريت سنی از اقليت سلفی يک واقعيت بسيار مهم و البته عموما سانسور شده درباره صحنه ميدانی سوريه است و همين واقعيت هم هست که باعث شده معارضه زير بار هيچ راه حل مذاکراتی يا انتخاباتی نرود.

۲- اين تقريبا روشن است که اخوان المسلمين سوريه و بخشی از اسلامگرايان در اين کشور بخش مهمی از معارضه ضد اسد را تشکيل می دهند. سوال مهم اين است که هدف اخوان چيست و چرا اکنون اخوان المسلمين سوريه –که تفاوت های مهمی با جريان های اخوانی در مصر، سودان و فلسطين دارد- به يکباره به جاده صاف کن صهيونيست ها در سوريه تبديل شده است؟ وقتی جواب اين پرسش را بياييم، اين مسئله هم روشن خواهد شد که آيا ماهيت معارضه سوری اسلامی است؟

مبانی رفتار اخوان سوريه به شکل زير قابل خلاصه سازی است:

اول- بخشی از اخوان المسلمين حقيقتا در پی آن است که حکومتی در سوريه بر سر کار بيايد که مجری احکام شريعت –به روايت سلفی آن- باشد. اين همان بخشی است که حتی اگر نظام اسد هم سقوط کند، بسيار بعيد است که وارد سازشی با اسراييل شود و بنابر يک تحليل حتی انگيزه هايی بيشتر از علويون برای ايجاد درگيری در مناطق هم مرز سوريه با سرزمين های اشغالی خواهد داشت.

دوم- بخش ديگری از اخوان به اين جمع بندی رسيده است که آينده منطقه اساسا در اختيار اخوان المسلمين است و بنابراين ضرورتی ندارد که اخوان به حکومت های غير اخوانی تکيه کند. بنابراين با وجود اينکه اين دسته از اخوانی ها به خوبی در جريان ميزان حمايت تاريخی سوريه از محور مقاومت هستند، با اين حال تصور می کنند که تکيه گاه های جديد بويژه در مصر آنها را از حفظ پيوند سابق با سوريه بی نياز می کند.

سوم- گروه سوم که احتملا اکثريت قابل توجهی را تشکيل می دهد اساسا دغدغه شريعت را ابزاری برای جلب حمايت مردم و جذب پول سعودی قرار داده است و در پيوند پنهان با لائيک هايی که در تماس مستمر با فرانسه وامريکا و با همتايان خود در گروه ۱۴ مارس لبنان و همچنين حکومت سکولار اردن هستند، به سر می برد. اين بخش ستون فقرات اصلی معارضه مسلح است.

نتيجه اين است که در بهترين حالت، اخوان در حال ارتکاب يک اشتباره استراتژيک است و در بدترين حالت به يک معامله پنهان با امريکا رسيده است. يک واقعيت اجتناب ناپذير –که باز هم جزو واقعيت های عمدا و عموما سانسور شده است- اين است که حتی اگر حکومت اسد سقوط کند، باز هم مسلما امريکايی ها اجازه نخواهند داد حکومت در سوريه به دست آن بخش از اخوان المسلمين بيفتد که خواهان تداوم و بلکه تعميق درگيری با اسراييل است. بنابراين اگر اين گروه انرژی و امکانات خود را صرف ساقط کردن اسد بکند، نهايتا تنها چيزی که به دست خواهد آورد طرد دوباره از حکومت اين بار توسط کسانی است که در ائتلاف کامل با امريکا و اسراييل به سر می برند. اخوان سوريه بايد بداند که تنها راه ورود آن به حاکميت باقی ماندن نظام فعلی و نهايی شدن يک نظام توافقی انتخاباتی است والا با رفتن اسد، حکومت به ضد اسراييلی ها نخواهد رسيد. يک ديد بدبينانه هم البته وجود دارد و آن اين است که بخش هايی از اخوان المسلمين به اين نتيجه رسيده باشند که بايد اساسا راهبرد مقاومت را کنار گذاشت و با پذيرفتن موجوديت اسراييل و توافق راهبردی با امريکا، آينده حکومت های منطقه را به دست گرفت. اين ديد البته نه خوشبينانه بلکه کودکانه است اما متاسفانه بايد پذيرفت که بخش هايی از جريان های اسلامی در منطقه –که هم چنان در اقليت هستند- ظاهرا به اين نتيجه رسيده اند که فی المثل قطر که تنها کشور عربی دارای رابطه رسمی با اسراييل است، پايگاه بهتری برای مقاومت است تا سوريه که بيش از ۳۰ سال است بی آنکه مزدی مطالبه کرده باشد، پای مقاومت ايستاده است!

۳- مسئله بعدی درباره معارضه سوری اين است که اين معارضه اساسا پديده ای غير بومی و خارج ساخته است.

به لحاظ سياسی، اين معارضه مديون مجموعه طرح هايی است که توسط امريکا و اروپا، اتحاديه عرب و نهايا کوفی عنان ارائه و اجرا شده است. فقط به عنوان يک نمونه، از زمانی که اجرای طرح عنان شروع شده و ناظران بين المللی بر مبنای اين طرح در سوريه مستقر شده اند حجم خشونت ها بيش از ۲۰ برابر شده است چرا که طرح عنان زير پوسته ديپلماتيک خود، در واقع برنامه ای جز تعقيب اين هدف امنيتی که دست ارتش را ببندد و به معارضه مجال بازسازی و تسليح مجدد بدهد نداشته است. علاوه اين، طرح از همان ابتدا فاقد هرگونه دورنمای سياسی مشخص بود به اين معنا که روشن نمی کرد مسئله سوريه بالاخره بناست به چه شکلی حل شود و ساخت قدرت سياسی در آينده اين کشور و مسير گذار به آن چه خواهد بود.

به لحاظ نظامی و امنيتی وضع بسيار بدتر است. معارضين سوری با اسلحه امريکايی، آموزش ترک ها، ساپورت اطلاعاتی اسراييل، پشتيبانی اردن و تامين مالی سعودی و قطر پا گرفته و سازمان يافته اند. فقط کافی است اين حمايت برای زمانی بسيار کوتاه قطع شود؛ آن وقت معلوم خواهد شد که آيا معارضه سوری يک جريان مردمی است ومی توان حتی برای چند روز ادامه حيات بدهد يا نه.

بنابراين در مجموع معارضه پديده ای است که از بيرون به سوريه تحميل شده است و به همين دليل هم هست که روز به روز بيشتر با هدفگذاری های امنيتی اسراييل و امريکا پيوند خورده و نه فقط جنبه مردمی خود را از دست داده بلکه جنايت عليه مردم عادی با هدف ترساندن آنها و بالا بردن هزينه حمايت آنها از نظام را جزو اصلی ترين راهبردهای خود قرار داده است.

۴- مسئله بعدی داشتن درکی روشن از سياست امريکا و اسراييل درباره مسئله سوريه است. امريکا و اسراييل در چند ماه اول آغاز بحران در سوريه به دليل نداشتن شناخت کافی از ماهيت معارضه سوری و کم رمق بودن تحرکات اين جريان با نوعی حالت سردرگمی در قبال وقايع سوريه مواجه بودند. بويژه تحليل اسراييلی ها اين بود که احتمال اينکه به جای نظام اسد گروه هايی بر سر کار بيايند که درگيری با اسراييل را جزو اولويت های خود بدانند بسيار بالاست و بنابراين تا زمانی که معلوم شود چه کسانی در سوريه به مقابله با نظام حاکم برخاسته اند بايد در قبال تحولات سوريه محتاط بود. پس از چند ماه اما بويژه با کمک سعودی و ترکيه می توان گفت اسراييل و امريکا مطمئن شدند که سران معارضه در واقع ماموران اطلاعاتی خود آنها هستند و بنابراين جايی برای نگرانی جدی نسبت به مرحله ما بعد اسد در سوريه نيست. به همين دليل است که از مقطعی به بعد، اسراييلی ها اعلام کردند براندازی حکوت اسد اولويت شماره يک آنها در سوريه است و اين هدف را با هدف ديگری جايگزين نخواهند کرد. اما آنچه در اينجا مهم است اين است که اولا، امريکايی ها تصميم گرفتند نقش اصلی در تحولات ميدانی را به اعراب و ترک ها واگذار کنند و خود در حلقه دوم بايستند عمدتا به اين دليل که جامعه نظامی و امنيتی امريکا عقيده داشت، ارتش اين کشور توان درگيری مستقيم در يک بحران جديد را ندارد. ثانيا، از اسراييل خواسته شد نقش خود را کلا به پس پرده منتقل کند و در فضای عمومی تا می تواند درباره سوريه سکوت اختيار نمايد تا اينطور به نظر نرسد که معارضه سوری گماشته و دست نشانده اسراييل است. به علاوه اطلاعات موجود نشان می دهد اسراييلی ها دو ماموريت مهم را در فضای پنهان صحنه سوريه پی گيری می کنند: ۱- تخريب زيرساخت های نظامی و امنيتی سوريه و ۲- ترور و حذف چهره های نظامی و امنيتی کليدی اين کشور.

۵- مسئله ديگر که البته اختصاصی به سوريه ندارد و درباره کل پديده بهار عربی صادق است اين است که امريکايی ها و اسراييلی ها با مشارکت ائتلاف سعودی- ترکيه از همان آغاز که اين تحولات آغاز شد يکی از بهتری راه های مهار آن و جلوگيری از تبديل شدن آن به ابزاری برای بسط قدرت ايران را در اين يافتند که کل مسئله را تبديل به دعوای شيعه- سنی کنند. کلان روايت منازعه شيعه- سنی تبديل به ابزاری شد که غربی ها تلاش کردند با آن کل پديده بهار عربی را قلب ماهيت کنند تا به جای آنکه نوک تيز پيکان حملات انقلابيون منطقه به سمت امريکا و غرب به عنوان عاملان اصلی عسرت چند دهه ای آنها باشد، نيروهای آزاد شده در اثر بهار عربی و انقلاب های اسلامی در منطقه صرف عميق تر شدن منازعه شيعه و سنی شود. به همين دليل است که اکنون در تمام منطقه و از جمله در سوريه می توان ديد که تلاشی همه جانبه و بی سابقه برای تبديل کردن هر مسئله ای به صحنه دعوای شيعه و سنی وجود دارد تا غرب و اسراييل در قبال آن مصونيت پيدا کنند. معارضه سوری اکنون بيش از هر کار ديگر خود را درگير جنايت عليه شيعه به نام سنی و جنايت عليه سنی به نام شيعه کرده است.

۶- و آخرين مسئله درباره توصيف واقعيت های سوريه، شناخت وضعيت نظام سوريه است. در اين باره چند نکته مهم وجود دارد:

اول- نظام سوريه هم به لحاظ سياسی و هم به لحاظ نظامی و امنيتی انسجام خود را حفظ کرده است. درون جامعه سياسی شکاف های کوچکی پديد آمده، در بين نظامی ها هم تحرکات پراکنده ای از جنس تجزيه و تسليم وجود داشته ولی در مجموع حتی بدبين ترين ناظران عقيده دارند حکومت سوريه همچنان منسجم است و کنترل کشور را در دست دارد.

دوم- معارضه سوری پس از چند ماه تلاش بی حاصل در مناطق مرزی سوريه برای ايجاد جايی سبيه بن غازی، به گونه ای که امکان اجرای سناريوی ليبی را در سوريه فراهم کند، در يک ماه گذشته ماموريت جديدی از جانب سرويس های اطلاعاتی غربی دريافت کرد و آن هم اين بود که تمام نيرو وامکانات خود را به حومه شهر دمشق منتقل کند و برای عملياتی بزرگ در اين شهر مهيا شود. پيش فرض معارضه در اين طراحی جديد اين بود که:

اولا، در خارج از دمشق توان رويارويی با ارتش را ندارد.

ثانيا، توان عملياتی ارتش برای مقابله با معارضه در داخل دمشق به دليل محدوديت های فيزيکی و انسانی کمتر است.

ثالثا، درون شهر دمشق امکان تبديل ديگری معارضه حکومت به درگيری شيعه سنی بيشتر است.

و رابعا، هر ضربه ای ولو کوچک درون دمشق به حکومت دارای تاثيری به مراتب بيشتر از ضرباتی ولو بزرگ خواهد بود در مناطق دور دست به نظام اسد وارد شود.

با اين حال، مجموعه اطلاعات نشان می دهد در حدود ۵ روز گذشته که بقيه نقاط سوريه آرام و درگيری به داخل شهر دمشق کشيده شده برتری قابل توجه با نظاميان سوری بوده است و حادثه عمليات انتحاری در ساختمان شورای امنيت ملی اين کشور هم دقيقا به اين دليل رخ داد که معارضه دريافت وضع بسيار بدتر از آن است که پيش بينی می کرد و بنابراين فضا را برای اسراييلی ها باز کرد تا با استفاده از برخی کانال های نفوذ در سيستم امنيت سوريه يک عمليات انتحاری عليه برخی از چهره های کليدی جامعه امنيتی و نظامی اين کشور تدارک کنند. در هر حال، اين موضوع روشن است که دمشق ايستگاه آخر معارضه است و توان حکومت برای برخورد با آنها به دليل اولا مشخص شدن ماهيت تروريستی آنها، ثانيا همراهی مردم و ثالثا تجميع چهره های کليدی معارضه در يک منطقه جغرافيايی کوچک به نحو قابل توجهی رشد کرده است.

اکنون و پس از اين توصيف اجمالی از واضعيت ميدانی سوريه می توان به سوال دوم پاسخ داد: شاخص های امنيت ملی ايران تا آنجا که به وضعيت سوريه مربوط است به چه سمتی در حال تغيير است. اصلی ترين نکات در پاسخ به اين سوال، اينهاست:

۱- اطيمنان بالايی وجود دارد که نظام سوريه در ميان مدت سقوط نخواهد کرد. شايد اين نظام تضعيف شود يا به لحاظ بيت المللی فشارهای بيشاتری بر آن وارد آيد، ولی حاکميت آن در سوريه برقرار خواهد ماند. نتيجه اين وضع اين است که اولا نظام سوريه به محض خروج از وضعيت قرمز امنيتی سناريوهای متنوعی را برای انتقام گيری از طرف های مختلف دخيل در ناآرامی در سوريه تدارک خواهد ديد و ثانيا بر انگيزه های ضد امريکايی و ضد اسراييلی آن صد چندان افزوده خواهد شد و اين موضوع قطعا به تعميق توان محور مقاومت خواهد انجاميد که واجد ارزش حياتی برای ايران است.

۲- بسيار بعيد است که روسيه و چين با غرب به معامله ای بر سر سوريه برسند چرا که اين دو کشور بعد از تجربه ليبی آشکارا دريافته اند که امريکا بنايی برای به رسميت شناختن يا تامين منافع آنها ندارد و در نهايت در حال تعقيب اين هدف است که بتواند ناآرامی را به حوزه های نفوذ حياتی اين دوکشور برساند. بنابراين بر خلاف گذشته که رفتار روسيه و چين غير قابل پيش بينی بود و هر لحظه احتمال معامله آنها با امريکا می رفت، اکنون واضح است که در ميان مدت معامله ای ميان اين دو کشور با امريکا حتی در موضوع برنامه هسته ای ايران شکل نخواهد گرفت. ايجاد يک جبهه ضد غربی قابل اتکا از روسيه و چين دستاوردی راهبردی برای ايران است.

۳- مسلم است که غربی ها جدول زمانی برنامه ريزی درباره برنامه هسته ای ايران را با جدول زمانی تحولات سوريه منطبق کرده اند. اگر سوريه از بحران خارج شود رفتار ديپلماتيک غرب درباره برنامه هسته ای ايران به طور ويژه تغيير خواهد کرد. تحليل غربی ها اين است که ايران تنها زمانی محاسبات خود درباره برنامه هسته ای را تغيير خواهد داد که به اين نتيجه برسد که امنيت آن روز به روز در حال کاهش است و سرنوشت سوريه جزو عواملی است که در شکل دهی به اين محاسبه نقش کليدی ايفا می کند. احتمال جدی ناامن شدن اسراييل پس از عبور سوريه از مرحله فعلی، عاملی است که می تواند غرب را به واچگذاری امتيازهای اساسی به ايران وادار کند.

به اين ترتيب بر خلاف آنچه ظاهرا ممکن است به نظر برسد معادله راهبردی در اثر وقايع سوريه به هبچ وجه به ضرر ايران در حال تغيير نيست بلکه برعکس دورنمايی از ناامن شدن اسراييل وجود دارد که از هم اکنون غربی ها را سخت نگران ساخته است.

  
تسهيلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


کد امنیتی را در کادر بنویسید >
::
دفعات مشاهده: 1254 بار   |   دفعات چاپ: 257 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 124 بار   |   0 نظر
moghavemat basij
Static site map - Persian site map - English site map - Created in 0.122 seconds with 833 queries by AWT YEKTAWEB 2563